مرتضى مطهرى
33
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پيغمبر اكرم تلقى كردهاند . و يا اگر همه اصحاب يكى از ائمه اطهار كه جز از ائمه دستور نمىگرفتهاند در يك مسألهاى وحدت نظر داشته باشند دليل بر اين است كه از مكتب امام خود آن را فرا گرفتهاند . عليهذا از نظر شيعه اجماعى حجت است كه مستند به قول پيغمبر يا امام باشد ؛ و از اين ، دو نتيجه گرفته مىشود : الف . از نظر شيعه تنها اجماع علماى معاصر پيغمبر يا امام حجت است . پس اگر در زمان ما همه علماى اسلام بدون استثناء بر يك مسئله اجماع نمايند به هيچ وجه براى علماى زمان بعد حجت نيست . ب . از نظر شيعه اجماع اصالت ندارد ؛ يعنى حجيت اجماع از آن نظر نيست كه اجماع و اتفاق آراء است ، بلكه از آن نظر است كه كاشف قول پيغمبر يا امام است . اما از نظر علماى اهل تسنن اجماع اصالت دارد ؛ يعنى اگر علماى اسلامى ( و به اصطلاح اهل حلّ و عقد ) در يك مسئله در يك زمان ( هر زمانى ولو زمان ما ) وحدت نظر پيدا كنند حتماً نظرشان صائب است . مدعى هستند كه ممكن است بعضى از امت خطا كنند و بعضى نه ، اما ممكن نيست همه بالاتفاق خطا نمايند . از نظر اهل تسنن توافق آراء همه امت در يك زمان در حكم وحى الهى است ، و در حقيقت همه امت در حين توافق در حكم پيغمبرند كه آنچه بر آنها القاء مىشود حكم خداست و خطا نيست . عقل حجيت عقل از نظر شيعه به اين معنى است كه اگر در موردى عقل يك حكم قطعى داشت ، آن حكم به حكم اينكه قطعى و يقينى است حجت است . اينجا اين پرسش پيش مىآيد كه آيا مسائل شرعى در حوزه حكم عقل هست تا عقل بتواند حكم قطعى درباره آنها بنمايد يا نه ؟ ما به اين پرسش آنگاه كه به تفصيل دربارهء كليات مسائل علم اصول بحث مىكنيم پاسخ خواهيم گفت . گروه اخباريين شيعه - چنان كه قبلًا هم بدان اشاره كرديم - عقل را به هيچ وجه حجت نمىشمارند . در ميان نحلههاى فقهى اهل تسنن - يعنى مذاهب حنفى ، شافعى ، مالكى ، حنبلى - ابوحنيفه قياس را دليل چهارم مىشمارد . از نظر حنفيها منابع فقه چهار است : كتاب ، سنت ، اجماع ، قياس . قياس همان چيزى است كه در منطق به نام